روز نوشت بیست و هشتم ❄

خرید بک لینک
امروز برای اولین بار با ح حرف زدم

خیلی استرس و هیجان داشتم

بیشتر زمان مکالمه رو ساکت بودم و اون حرف زد چون بهش گفته بودم

که خجالت میکشم

روز خوبی بود بابت این اتفاق اما از طرفی امروز ح از کار بیکار شد

خیلی ناراحتم بابتش

میدونم خودش هم خیلی ناراحته و فقط جلوی من میگه که مهم نیست

و اهمیتی نداره که من ناراحت نشم

امیدارم حکمتش خیر باشه و بتونه یه کار خیلی بهتری پیدا کنه و

خوشحال باشه

آخه خیلی دوسش دارم

از ته دلم میخوام حالش خوب باشه و درگیری ذهنی نداشته باشه

خدایا خودت مراقبش باش

روز نوشت سی و دوم ❄...

ما را در سایت روز نوشت سی و دوم ❄ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 233 تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 13:59

صفحه بندی